احسان نراقی درگذشت
مسعود رضوی، که کتابی از مجموعه گفتوگوهایش با نراقی را منتشر کرده، به همشهری آنلاین گفت: «نراقی از مدتها قبل بیمار بود و بیماری، جسمش را تحلیل برده بود، اما او هوشیاری کامل داشت و تا آخرین ساعات زندگی پرانرژی و با انگیزه زیست.»
نراقی در سال ۱۳۰۵ به دنیا آمد و تنها ایرانی است که معاون یونسکو شد. از کاخ شاه تا زندان اوین، پایان یک رویا، علوم اجتماعی و سیر تکوینی آن، آئین جوانمردی (ترجمه از هانری کُربن)، اقبال ناممکن، آنچه خود داشت، آن حکایتها، غربت غرب، در خشت خام، طمع خام و نظری به تحقیقات اجتماعی در ایران از جمله کتابهای منتشر شده از احسان نراقی در ایران است.
نراقی در معرفی خودش گفته بود: احسان نراقی هستم، از نوادگان ملامهدی فاضل نراقی. نخستین سالهای تحصیل را در زادگاهم کاشان گذراندم. سپس به تهران آمدم و پس از فراغت از تحصیل در دارالفنون، به کشور سوییس رفتم.
من از دانشگاه ژنو در رشتهٔ جامعهشناسی لیسانس گرفتم و سپس برای تکمیل رسالهٔ دکترای خود به تهران بازگشتم و به مدت دو سال در تهران اقامت گزیدم و در نهایت با یک بورس تحصیلی موفق به اخذ دکتری جامعهشناسی از سوربن شدم.
به همراه دکتر غلامحسین صدیقی و دکتر علیاکبر سیاسی، مؤسسهٔ مطالعات و تحقیقات اجتماعی را در دانشگاه تهران بنیانگذاری کردیم و به مدت ۱۲ سال به عنوان مدیر در این مؤسسه فعالیت داشتم.
تحقیقی که در سال ۱۹۶۵ دربارهٔ فرار مغزها از کشورهای جهان سوم به کشورهای غربی برای سازمان ملل انجام دادم، بازتاب گستردهای در کشورهای جهان بویژه جهان سوم داشت. در سال ۱۳۴۹ به علت فشارهای ساواک، دعوت یونسکو را برای امور جوانان بهانه قرار دادم و کشور را به مدت شش سال ترک کردم.
پس از انقلاب هم به زندان رفتم و عاقبت دادگاه انقلاب حکم برائت کامل از کلیهٔ اتهامات را داد.
به گزارش ایسنا، احسان نراقی در مراسم بزرگداشتی که سال ۸۵ در خانهٔ هنرمندان ایران برای او برگزار شد، گفته بود: «من الان ۸۰ سالهام و هر آن آمادهام که با دنیا خداحافظی کنم، چرا که ترس از مرگ برای انسانی است که هنوز به هدفهایش نرسیده و از سعادت و لذت محروم بوده است. من چنین وضعی ندارم. من به اغلب هدفهایم رسیدهام. هم زندگی را شناختم، هم زندان رفتم، هم آزادی را دیدم، بنابراین هیچ وحشتی از مرگ ندارم.»
نظر شما :